ری یک سینما گر مولف در بالاترین حد کلمه است...یک روسلینی در میان اهالی هالیوود.
او نیز مانند روسلینی هیچگاه توضیح نمی دهد و هیچگاه بر روی معنای مورد نظرش تاکید
نمی کند. (فرانسوا تروفو)
ریموند نیکلاس کینزل ( معروف به نیکلاس ری) فیلمساز و سناریو نویس آمریکایی در
ویسکانسین به دنیا آمد. علاقه ی ری به هنر خیلی زود شکل گرفت و در دبیرستان جذب
دنیای ادبیات و نمایش شد. و سپس به کار آموزی در زمینه ی معماری و در کنار آن مجسمه
سازی ,موسیقی,فلسفه و تاتر پرداخت. دید تیز ری را در فضاسازی فیلمهایش متاثر از همین
دوره آموزش معماری می توان دانست.
خود ری عشقش به خطوط افقی و نیز علاقه به پرده اسکوپ را مدیون همین دوره می داند.
اولین فیلم ری با نام آنها در شب زندگی می کنند ساخته شد که شیوه های منحصر به فرد و
تمهای مورد علاقه ی ری خود نمایی می کند. ری در خلق و انتقال احساس فضاهای بسته
کم نظیر بود. به گفته ی جان فیلیپ کولر(سایت اند ساوند( :
(احساس فضای باز حتی برای لحظه ای به ما دست نمی دهد.حتی در صحنه های بیرون از شهر..
نماهای بسته و رنگ خاکستری در مناظر اطراف هر نوع حس رهایی را از انسان می گیرد.)
ری بعد ها در مورد این فیلم گفت: " من انها در شب زندگی می کنند را دوست دارم چون
تک تک اشتباهاتش هم از آن خودم است."
در 1949 فیلم به هر دری زدن با بازی همفری بوگارت را می سازد. فیلم به ندرت از محدوده ی
آثار آموزنده پا فراتر می گذارد. اندرو ساریس فیلم را به خاطر اخلاق گرایی منحطش محکوم
می کند. اما منتقد دیگری به نام جان کریدل انصاف بیشتری به خرج می دهد و این فیلم را
تلاشی بیهوده در راه رسیدن به اهداف فیلم یاغی بی هدف می داند.
در گوشه ی عزلت یکی از تیره ترین اثاری است که در هالیوود در مورد هالیوود ساخته شده.
آنقدر تیره که حتی بدبینی رمانتیک فیلمی چون سانست بلوار نیز نتوانست از آن پیشی بگیرد.
فیلم های ری در دهه ی 50 مملو از در گیری و عدم ثبات اخلاقی و درد درونی است که در
مجموع با احساس رضایت و سرخوشی معمول در آن دهه بیگانه است.
مردان جسور اولین فیلم وسترن ری محسوب می شود. عنوان فیلم که بی شباهت به عناوین
فیلمهای فورد و والش نیست به شیوه ی مضحکی برای فیلم نامناسب به نظر می رسد چرا که
فیلم مرثیه ای است آرام بر تنهایی و شکست.
جانی گیتار (1954) یکی از خوش آب و رنگ ترین وسترن هایی است که به سبک باروک
ساخته شده است.نام فیلم اشاره به یکی از شخصیت های فرعی دارد که هفت تیر کشی آواره
است. به گفته ی اندرو ساریس , در این فیلم نقد زنانه فرویدی بر خود آزاری مارکسیتی
پیشی گرفته است. در حالی که به عقیده ی جان کریدل این فیلم در باره ی" تنهایی خود ری و
انزوای شخصی او" است. ری عادت داشت یکی از جملات جانی گیتار را به عنوان شعار
محبوب خودش تکرار کند: " من هم اینجا غریبه ام."

علیرغم همه ی انتقادات از فیلم در آمریکا ,فیلم آنقدر فروش کرد که برای ری جایی در
کمپانی وارنر بازکند. خودش می گوید:( تنها دلیلی که باعث شد به فکر ساختن فیلم یاغی
بی هدف بیفتم این بود که کسی نفهمید چرا جانی گیتار پولساز شد.)
ری در یاغی بی هدف آرزوها و سرخوردگی های یک نسل از نوجوانان سردر گم و عصبی
را در شخصیت جیمز دین به تصویر کشید. شخصیتی که یکی از ماندگارترین سمبلهای نسل
جوان شد. جیم استارک, قهرمان فیلم , نمونه ی کامل قهرمان مورد علاقه ی ری است.
او آدمی صدمه دیده,ترشرو و منزوی که همانقدر که از قوانین معمول دست و پاگیر جامعه
نفرت دارد,همانقدر هم می خواهد که جامعه دوباره او را در آغوش بگیرد.
بزرگتر از زندگی (1956) ساخته شد. به اعتقاد دیوید تامپسون "کمتر کارگردانی است که
چنین آگاهی نسبت به تاثیر لوکیشن و تزئینات داخلی بر زندگی مردم داشته باشد یا اینقدر به
ایجاد تاثیر حسی و بصری از ارتباط میان درون و برون یا طبقه بالا و پایین خانه مسلط باشد)
ری در پیروزی تلخ توانست در پهنه ی خشک بیلبان احساس خفه کننده ی حاصل از ترس
روحی و جسمی از فضا های بسته را بهخوبی منتقل کند. ترسی که در سایه ی آن تمامی
معضلات اخلاق حاصل از جنگ در حد یک معادله کوچکخلاصه می شود و این معادله کمی
پیش از مرگ قهرمان فیلم می شنویم:" من زنده ها را می کشم تا مرده ها را نجات دهم"
گدار در مجله ی کایه دو سینما ادعا کرد که این اثر" شبیه ترین فیلم به آثار گوته است...
تماشای پیروزی تلخ همچون تماشای خورشید است . مجبورید چشمهایتان را ببندید چون
حقیقت کور کننده است."
ری فیلم های زیادی را از خود به جای گذاشت .فیلم هایی که هیچ گاه در آمریکا مورد
توجه منتقدین آن سرزمین قرار نگرفت اما در اروپا و مخصوصا در فرانسه او را به عنوان
یک فیلمساز مولف در بالاترین حد کلمه به حساب آوردند.
ری گفته ی بسیار معروفی دارد که می تواند در مورد هر فیلم ارزشمندی صدق کند:
" همه چیز هیچ وقت در فیلمنامه نیست. اگر بود که دیگر لزومی نداشت فیلم بسازیم."
ری را برخی بیش از حد بزرگ شمرده و برخی بیش از خفیف کرده اند. محصول کار او
نیز یکدست نبوده و هیچکدام از اثارش هم بی عیب نیست, اما لحظلت دراماتیک و دید تیز
وی در خلق تصاویر زنده در آثار برترش روی تمام معایب را می پوشاند.
اگر روزی دیگر سینمایی وجود نداشته باشد, نیکلاس ری این احساس را در انسان به وجود
می آورد که توان اختراع دوباره ی این صنعت را دارند. (گودار)